نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
به گزارش ریال آنلاین، سعید پیردوست با نام اصلی علیرضا پیردوست ۱۶ دی در سال ۱۳۱۹ در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد. او از سال ۱۳۵۰ فعالیت هنری خود را با ایفای نقش در فیلم خاک شروع کرد.
کارنامه هنری وی سرشار از نقشهایی است که هر یک بهتنهایی در حافظه جمعی مخاطبان ایرانی ماندگار شدهاند.
از حضور کوتاه، اما اثرگذارش در نقش کفترباز فیلم ماندگار «گوزنها» گرفته تا بازیهای صمیمی و خاطرهانگیزش در مجموعههای تلویزیونی، پیردوست نشان داد حتی در نقشهای کوتاه نیز توانایی جانبخشی به شخصیتها را دارد. همکاریهای مکرر او با مهران مدیری، تصویری گرم و دوستداشتنی از این بازیگر در ذهن مخاطبان ثبت کرد.
سعید پیردوست در طول فعالیت هنری خود با کارگردانان برجستهای همچون مسعود کیمیایی، سیروس الوند، علیرضا داوودنژاد و مهران مدیری همکاری داشت. از جمله آثار شاخص سینمایی او میتوان به «خائنکشی»، «آنجا همان ساعت»، «قاتل اهلی»، «حکم»، «سربازهای جمعه»، «دختر شیرینیفروش»، «دستهای آلوده»، «قرمز»، «دندان مار» و «سرب» اشاره کرد. در تلویزیون نیز با حضور در سریالهایی، چون «کارگاه علوی»، «پاورچین»، «نقطهچین»، «شبهای برره»، «مرد هزارچهره»، «خستهدلان» و «ستایش» نقش پررنگی در خاطرات نسلهای مختلف داشت.
این بازیگر پیشکسوت بامداد ۱۶ دیماه و در سن ۸۵ سالگی، پس از تحمل دورهای بیماری سرطان، در زاد روز تولدش در منزل شخصیاش درگذشت.
سعید پیردوست در ماههای اخیر چندین بار به دلیل وخامت حال جسمی در بیمارستان بستری شده بود.
زنده یاد پیردوست در گفتگویی که به تازگی منتشر شده گفته: «من در یکی از جنوبیترین مناطق تهران کوچه آبشار و بازارچه حمام نواب به دنیا آمدم. پدر و مادرم آدمهای بسیار سادهای بودند و زندگی ما هم ساده و معمولی بود. پدرم کارمند اداره پست بود. شرایط زندگی مان طوری بود که مجبور بودم کار کنم تا زندگیام را بچرخانم به همین دلیل بعد از گرفتن دیپلم سرکار رفتم.
کارهای مختلفی کردم یک دورهای کارمند بانک بودم، بعد رفتم شرکت ماک و در بخش مالی ـ اداری آنجا مشغول کار شدم که آخرین پستم در این شرکت مدیر امور مالی بود. تا سال ۶۷ در این شرکت کار کردم. البته سال ۵۱ بود که کارم را در سینما با آقای کیمیایی که از دوستان و بچه محله بودیم شروع کردم.
سینما عشق ما بود. از همان بچگی به نمایش و سینما علاقهمند بودیم. آقای کیمیایی از بچگی عاشق کارگردانی بود. آقای قریبیان بازیگری را دوست داشت و بازیگر مورد علاقه اش کرک داگلاس بود و من گریگوری پِک را دوست داشتم. دوستانم، چون شرایط زندگی بهتری داشتند، حرفه سینما را ادامه دادند، اما من مجبور بودم برای تامین مخارج زندگیام کار کنم.
«فارغ از این که با مسعود کیمیایی رفیق بودیم، همیشه با عشق و علاقه در کارهایش حضور داشتم. تا سال ۵۱، ۵۲ که تصمیم به ساخت فیلم خاک گرفت. در آن زمان از او خواستم که برای یکی از کاراکترهای آن فیلم تستی روی من بزند و اگر مناسب بود در آن فیلم حضور داشته باشم؛ در نهایت نیز نقش قهوه چی در این فیلم را ایفا کردم که اتفاقا در انتهای فیلم، فیلم روی چهره همین قهوه چی تمام میشود. خاطرم هست که در آن زمان کارمند یک شرکت دولتی بودم و برای بازی در آن مرخصی گرفتم. در نهایت نیز به همراه تیم فیلمبرداری به سمت اندیمشک که لوکیشن فیلم در آنجا بود، حرکت کردیم. من برای «خاک» با تمام وجود کار کردم. این فیلم خاطره بسیار خوبی در ذهن من حک کرد.»
گذشته از رفاقتی که از آن زمان تا به امروز میان سعید پیردوست و مسعود کیمیایی وجود داشته، آغاز فعالیت سینمایی او نیز به همراه کیمیایی بوده است. او در فیلم خاک ساخته مسعود کیمیایی که گویا خود پیردوست پیشنهاد بازی در آن را به کیمیایی داده بود برای اولین بار بازی در سینما را تجربه کرد.
یک سال بعد از آن بود که کیمیایی به سراغ ساخت فیلم «گوزن ها» رفت؛ فیلمی که به خودی خود از جاودانههای تاریخ سینمای ایران است و از هر نظر ماندگار. سعید پیردوست در این فیلم کیمیایی نیز ایفاگر نقشی بود و به گفته خودش این فیلم از آنهایی است که هرگز فراموش نمیکند: «سال ۱۳۵۳ بود که «گوزن ها» ساخته شد و خوشبختانه باز هم من در آن فیلم در سکانسی به یادماندنی و ماندگار حضور یافتم. «گوزن ها» از آن دست فیلمهایی است که هیچ گاه فراموش نمیکنم، با فیلم نامه و کارگردانی قوی که طبعا نتیجه مطلوبی هم داشت.»
ارسال دیدگاه