نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
ریال آنلاین: در شرایط حساس کنونی و در اوج درگیریهای منطقهای، مجدداً بحثهایی پیرامون توقف جنگ یا پذیرش آتشبس از سوی جریانهای خاصی مطرح شده است. این در حالی است که تحلیلگران آگاه به ماهیت درگیریها، معتقدند که توقف در این نقطه، نه تنها تنشها را کاهش نمیدهد، بلکه زمینهساز فروپاشی دستاوردهای میدانی و امنیتی خواهد شد. مسئله اصلی این است که آتشبس در ادبیات نظامی بینالمللی معمولاً زمانی مطرح میشود که دو طرف درگیر به «بنبست» رسیده باشند، اما در جنگ کنونی، معادلات میدانی به نفع جبهه مقاومت تغییر یافته و دشمن در وضعیت انفعال به سر میبرد. بنابراین، طرح چنین موضوعی در این مقطع زمانی، بیشتر شبیه به یک ترفند تاکتیکی برای نجات دشمن شکستخورده است تا یک راهکار حل منازعه.
اهمیت و ضرورت بررسی این موضوع به ماهیت «جنگ وجودی» بازمیگردد. برخلاف جنگهای مرزی یا تعارضات منافع که با مذاکره قابل حل هستند، جنگ فعلی با رژیم صهیونیستی و حامیان آن، یک جنگ برای بقا و هویت است. در این نوع جنگها، هر لحظه توقف به معنای فرصت دادن به دشمن برای تجدید قوا و ضربه زدن به بنیانهای امنیتی و اجتماعی کشور است. شناخت دقیق ابعاد این تهدید و اجتناب از دامهای دیپلماتیک که توسط دشمن طراحی میشود، برای حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران و محور مقاومت حیاتی است. عدم شناخت صحیح این شرایط، میتواند هزینههای سنگینی را به ملت تحمیل کند که جبران آن ناممکن خواهد بود.
برای درک عمیقتر خطر اعتماد به دشمن، باید به آموزههای دینی و قرآنی رجوع کرد. خداوند در قرآن کریم، شیطان را دشمن اصلی انسان معرفی کرده و دستورالعمل مقابله با او را در یک کلمه بیان میفرماید: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»؛ شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدارید. گاهی انسان در زبان میگوید شیطان دشمن است، اما در باطن به او اعتماد میکند. این درس دشمنشناسی امروز در میدان جنگ ما با صهیونیسم جهانی کاملاً کاربرد دارد. مسئله آتشبس همیشه زمانی از سمت دشمن مطرح میشود که در میدان جنگ در بعد ضعف قرار گرفته و شکست میخورد. در این شرایط، دشمن تلاش میکند برای جبران شکست میدانی، از دو بعد دیپلماسی و رسانه فشار بیاورد و طرف مقابل را به سمت آتشبس سوق دهد. متأسفانه در مورد خاص ایران، علاوه بر دشمن، یک جریان داخلی هم داریم که به هر علتی، ترس از جنگ یا همسویی با دشمن، ادبیات آتشبس را گرفته و داخل کشور پخت و پز میکند تا طرحی که دشمن میخواهد را اجرا کند.
اولین و مهمترین دلیل برای رد آتشبس، ماهیت این جنگ است. این درگیری یک «تعارض منافع» ساده نیست که با مصالحه حل شود؛ بلکه یک «جنگ وجودی» است. دشمن سالهاست ادبیات تجزیه ایران و قطع سر مار در تهران را مطرح کرده و هدفش براندازی نظام و نابودی ملت است. در جنگ وجودی، یا حذفکننده هستیم یا حذفشونده. همانطور که امام شهیدمان فرمودند، منطقه در شرایط مرگ و زندگی است. در چنین شرایطی، پذیرش آتشبس که فقط به دشمن فرصت میدهد قویتر برگردد و ما را حذف کند، احمقانه است.
دلیل دوم، تغییر مأموریت از «تنبیه» به «انتقام و خونخواهی» است. با شهادت امام شهیدمان و ریختن خونهای پاک، میدان دگرگون شده است. دیگر زمان تنبیه متجاوز و پاسخ محدود نیست؛ فریاد ملت، فریاد انتقام است. اخراج آمریکا از منطقه و محو رژیم صهیونیستی، امر زمینماندهای است که امروز به عنوان خونبهای شهدا بر گردن ماست. پذیرش آتشبس در این مقطع، خیانت به خون شهیدانی است که برای تحقق این آرمانها جان خود را فدا کردهاند.
سومین دلیل، برتری مطلق ما در مثلث منابع جنگ شامل میدان، مردم و اقتصاد است. در بعد میدانی، نیروهای مسلح ما دست برتر را دارند و دشمن در وضعیت دفاعی است. در بعد مردم، روحیه سلحشوری و اتحاد ملی در ایران در اوج است، در حالی که در اراضی اشغالی، روحیهها سقوط کرده و مردم به دنبال فرار هستند. در بعد اقتصاد و زیرساخت نیز، با وجود فشارها، زندگی در ایران عادی است، اما دشمن با بحرانهای اقتصادی و کمبود منابع مواجه است. وقتی در تمام اضلاع پیروز هستیم، آتشبس تنها به نفع دشمنی است که میخواهد از شکست نهایی فرار کند.
دلیل چهارم، حفظ روحیه سلحشوری و جلوگیری از فروپاشی روانی جامعه است. مردم امروز در اوج «اتحاد مقدس» هستند و این انسجام، برکت خون شهدا است. اگر آتشبس اعلام شود، این موج عظیم روحی و روانی به سرعت فرو میریزد و جای خود را به یأس و ناامیدی میدهد.
دشمن به خوبی میداند که توقف جنگ، چگونه میتواند به ابزاری برای شکستن اراده ملت تبدیل شود و قطعاً از این فرصت برای ضربه زدن به باورهای عمومی استفاده خواهد کرد.
پنجمین دلیل، سابقه تاریخی خیانت آمریکا و بیاعتمادی مطلق به این کشور است. تاریخ پر است از نمونههایی که آمریکا به نزدیکترین متحدان خود هم رحم نکرده است؛ از دکتر مصدق گرفته تا محمدرضا پهلوی و قذافی. همه کسانی که به آمریکا اعتماد کردند، در نهایت مثل دستمال استفاده و دور ریخته شدند. تجربه تلخ گذشته به ما آموخته که با دشمنی که اصول و اخلاقیات نمیشناسد، نه آتشبس ممکن است و نه صلح پایدار. اعتماد به وعدههای پوچ آمریکا، آغاز سقوط است.
ششمین دلیل، حفظ غافلگیریهای راهبردی و جلوگیری از خنثیسازی تسلیحات است. در این جنگ، ما توانمندیهای نظامی جدیدی را رونمایی کردیم که برای دشمن مثل یک بلکباکس بود. اگر آتشبس شود، دشمن فرصت خواهد کرد تا روی این تسلیحات مطالعه کند، پدافندهای جدید ابداع نماید و سلاحهای ما را در نبردهای بعدی ناکارآمد سازد. ادامه فشار تا حصول نتیجه نهایی، تنها راهی است که میتواند برتری تکنولوژیک و راهبردی ما را حفظ کند.
هفتمین دلیل، مقابله با جریانهای داخلی و ادامه کودتای دیماه است. صدای آتشبس از داخل کشور، ادامه همان کودتایی است که امام شهیدمان آن را افشا کردند. تا زمانی که تهدید بیرونی (اسرائیل) وجود دارد، فرصت لازم برای تصفیه نفوذیها و اسرائیلهای داخل کشور فراهم نمیشود. جریاناتی که امروز ادبیات آتشبس را ترویج میکنند، در واقع در حال اجرای نقشه دشمن برای نجات از بنبست میدانی هستند و باید با هوشیاری کامل با آنها برخورد شود.
در نهایت، دلیل هشتم، عدم دریافت خسارات و غرامت است. تجربه جنگهای گذشته، به ویژه جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که حتی در صورت توقف جنگ، دشمن تعهدی به جبران خسارات ندارد و همچنان به ترورهای خود و تخریب زیرساختها ادامه میدهد. آتشبس در شرایط فعلی، هیچ تضمینی برای توقف دشمنیها ایجاد نمیکند و تنها به دشمن فرصت میدهد تا با قدرت بیشتر به حملات خود ادامه دهد. بنابراین، ادامه جنگ تا رسیدن به پیروزی قطعی و دریافت حقوق ملت، تنها راه عقلانی و مقتضی است.
ارسال دیدگاه