به گزارش ریال آنلاین، «سیدمرتضی کاملنواب» روز پنجشنبه، در پاسخ به پرسشی درباره علل و انگیزههای برخی افراد برای پیگیری دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای میدان، گفت: برداشت من این است که اتخاذ هرگونه رویکرد در جمهوری اسلامی نسبت به موضوع جنگ، مذاکره یا دیپلماسی، باید براساس مبانی مشخصی تبیین شود.
وی افزود: مبنای پیگیری شرایط جنگ — چه در قالب مقاومت و دفاع، چه در دست داشتن ابتکار عمل در حالتهای پدافندی و آفندی، و چه در مسیر دیپلماسی و مذاکره — همگی به این مبنا برمیگردد که منافع ملی کشور و مصالح مردم چه اقتضایی دارد و ما با کدام ابزار میتوانیم به بهترین شکل ممکن اقدام کنیم.
دولت، جنگ تحمیلی دوم و سوم را به بهترین نحو مدیریت کرد
این فعال سیاسی عنوان کرد: طبیعتا زمانی که دشمن به ما حمله کرده و جنگی را آغاز میکند — کمااینکه در جنگهای تحمیلی دوم و سوم نیز اینگونه بود — جمهوری اسلامی به همت سربازان و فرماندهان خود، با پشتیبانی مردم در میدان، و حمایتهای دولت و ارکان مختلف حاکمیت، به بهترین شکل دفاع کرد، جنگ را مدیریت کرد و در صحنههای مختلف حماسه آفرید.
کاملنواب بیان کرد: آخرین نمونه بارز این آمادگی، اقداماتی بود که در هفتههای اخیر علیه پایگاههای آمریکایی در منطقه، بهویژه پایگاه آمریکا در اردن و پایگاه «موفق السلطی» رخ داد.
ایران از مسیر دیپلماسی و مذاکره به عنوان ابزاری برای صیانت از منافع ملی بهره میبرد
وی ادامه داد: این رویدادها نشان میدهد که نگاه جمهوری اسلامی به جنگ، مقاومت و میدان نبرد از یک سو، و دیپلماسی و مذاکره از سوی دیگر، نگاهی یکپارچه و واحد است؛ نگاهی که از هر دو مسیر به عنوان ابزار و امکانی برای تحقق و صیانت از منافع ملی بهره میبرد.
دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت تصریح کرد: عده ای در تهران اصرار دارند منافع مردم را صرفاً از مسیر جنگ دنبال شود و جریان سیاسی مقابل هم تنها راه را مذاکره میدانند. معتقدیم حکمرانی در جمهوری اسلامی باید معطوف به منافع ملی، منافع عمومی و «خیر عمومی» باشد و با سنجش دقیق، مسیر تحقق آن را مبنای عمل قرار دهد.
راهبرد جمهوری اسلامی، مقاومت قهرمانانه است
وی افزود: تا زمانی که دشمن بر طبل دشمنی میکوبد و در حال نبرد است، ما هرگز صحنه را خالی نخواهیم کرد؛ تجربه جنگهای تحمیلی دوم و سوم نیز نشان داد که راهبرد جمهوری اسلامی، «مقاومت قهرمانانه» است.
فعال سیاسی اظهار کرد: زمانی هم که نبرد از سوی دشمن متوقف شود، جمهوری اسلامی دیپلماسی خود را به عنوان یک ابزار فعال میکند و تا تحقق آنچه در میدان به دست آورده و تثبیت آن در عرصه حقوقی، از پای نخواهد نشست.
کاملنواب گفت: آنچه اهمیت دارد، پیگیری رویکرد مقاومت، ایستادگی و تمامیتطلبی در حفظ منافع مردم است؛ چه در میدان نبرد و چه در عرصه دیپلماسی. بنابراین، نگاهی که صرفاً یکی از این دو ابزار را به عنوان هدف نهایی معرفی میکند، بخشی از واقعیت را نادیده گرفته است.
در جنگ، بازدارندگی برابر دشمن و امنیت ملی مردم را دنبال میکنیم
وی ادامه داد: جنگ برای تحقق «بازدارندگی» است. ما در جنگ، بازدارندگی در برابر دشمن، دفاع از تمامیت ارضی، صیانت از منافع حیاتی و امنیت ملی مردم را دنبال میکنیم. وقتی در این مسیر به موفقیت دست یافتیم، نوبت به بکارگیری دیپلماسی است تا این پیروزی و موفقیت را تثبیت و نهادینه کنیم.
دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت درباره پیگیری همزمان مذاکره و جنگ برای تأمین منافع ملی عنوان کرد: به هیچ عنوان چنین مغایرتی وجود ندارد. این تصور، ناشی از نگاهی بسیط و فاقد نگرش راهبردی است که جنگ و دیپلماسی را در تقابل با یکدیگر میبیند.
حذف دیپلماسی، نادیدهگرفتن بخشی از ظرفیتها و صلاحیتهای کشور است
کاملنواب بیان کرد: ما در میدان رقابت با دشمن، از ابزارهای متنوعی برخورداریم و اصول حکمرانی و مدیریت کشور در جمهوری اسلامی ایجاب میکند که دولتمردان، هوشمندانه و در زمان مقتضی، از تمامی این ابزارها بهصورت همافزا استفاده کنند.
وی خاطرنشان کرد: حذف ابزار دیپلماسی به معنای نادیدهگرفتن بخشی از امتیازات، اختیارات و صلاحیتهای کشور است؛ همانطور که عقلانی نیست برای دفاع از منافع ملی، امکان دفاع نظامی (ملی) را کنار بگذاریم.
نادیده گرفتن میدان یا دیپلماسی بیخردی است
دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت یادآور شد: ما همانطور که برابر دشمنی که جنگ را علیه ما آغاز کرده است بر مقاومت و ایستادگی تأکید داریم، به همان میزان نیز به ابزار دیپلماسی و مذاکره — البته از موضع اقتدار — میاندیشیم. از نگاه ما، کنار گذاشتن هر یک از این مؤلفهها مصداق بیخردی است.
کاملنواب افزود: ما نیازمند همافزایی حضور مردم در میدان، دسترسی به ابزارهای دیپلماتیک و تثبیت توان موشکی هستیم. بر این باوریم کسانی که تنها بر بخشی از این ابزارها تأکید دارند، در زمین منافع ملی بازی نمیکنند و مواضعشان با دغدغه حمایت از منافع مردم همخوانی ندارد.
منافع مردم اقتضا میکند تمامی ابزارهای قدرت و قدرتنمایی خود را در اختیار داشته باشیم
وی عنوان کرد: منافع مردم اقتضا میکند که جمهوری اسلامی تمامی ابزارهای قدرت و قدرتنمایی خود را در اختیار داشته باشد: نخست، قدرت نرم که در خیابان و حمایت مردم از نیروهای نظامی متبلور میشود دوم، میدان یا قدرت سخت و نظامی که شامل استفاده از تسلیحات و توان موشکی است و سوم، قدرت دیپلماسی که به عنوان حلقه واسط، با پشتوانه این دو قدرت فعال میشود.
مخالفان مذاکره جریانی «ناراهحل» هستند
فعال سیاسی در پاسخ به این پرسش که آیا مخالفان مذاکره، راهبرد جایگزینی برای اداره کشور دارند، گفت: طبیعتاً باید این پرسش را از خود آنها پرسید؛ اما معتقدم ما با چهرههایی مواجه هستیم که میتوان آنها را «جریان ناراهحل» نامید.
کاملنواب تصریح کرد: ویژگی این جریان، نقد بیمبنا و صرف هر اقدامی است که دیگران انجام میدهند؛ فارغ از اینکه آن کار درست یا غلط باشد یا با منافع ملی همراستا باشد یا خیر. نقد این افراد ناراهحل بر پایه سنجهها و شاخصهای منطقی بنا نشده و تنها هدفشان این است که هر اقدام دولت یا هیات مذاکرهکننده را مخدوش کنند.
منتقدان صاحب منصب شوند با استقبال بیشتری به سراغ مذاکره میروند
مخالفان مذاکره، امروز اگر صاحب منصب بودند، با استقبال بیشتری به سراغ مذاکره و تعامل میرفتند.
وی بیان کرد: اگر علت این رویکرد را از این افراد ناراهحل جویا شویم، به نظر میرسد ریشه آن نه در منطق کارشناسی، بلکه در رقابتهای سیاسی داخلی نهفته است. مسئله اصلی این طیف، دوری از قدرت است. چهبسا اگر خود این افراد امروز صاحب منصب بودند، با استقبال بیشتری به سراغ مذاکره و تعامل میرفتند.
عضو شورای ائتلاف نیروهای انقلاب تاکید کرد: اینکه در شرایط حساس کنونی، منافع ملی جایگاهی در محاسبات آنها ندارد و صرفاً بهدنبال مخالفت هستند، درست نیست. این افراد ناراهحل باید بگویند پیشنهاد عملیشان برای وضع موجود و اداره کشور چیست و با کدام ابزار میخواهند کشور را مدیریت کنند؟
دغدغه آنها نه منافع ملی بلکه دوری از قدرت است
فعال سیاسی عنوان کرد: تحلیل من این است که ریشه این مخالفتها و درد این دوستان در جای دیگری است؛ دغدغه آنها نه منافع ملی، بلکه دوری از قدرت است و تلاش برای تخطئه و به زیر کشیدن جریان مدیریتکننده کشور. این، متأسفانه بدترین آفتی است که یک جریان سیاسی میتواند به آن مبتلا شود؛ قربانی کردن منافع ملی به پای منافع جمعی، حزبی و جناحی است.
کاملنواب درباره فحاشی و سنگاندازی برخی جریانها نسبت به مقامات نظام گفت: طبیعتا انتظار میرفت و میرود که تمام جریانات سیاسی، سخن رهبر انقلاب مبنی بر پرهیز از بروز اختلافات موجه و غیرمواجه و همچنین اختلافسلیقهها در فضای عمومی را فصلالخطاب قرار داده و به آن تمکین کنند.
صدایشان بلندتر از وزن واقعیشان است
وی افزود: واقعیت این است که مشخص شد، این طیف در فضای سیاسی جامعه در اقلیت مطلق قرار دارند؛ اما از آنجا که هیاهو و جنجال، بیشتر جلبتوجه میکند، صدایشان بلندتر از وزن واقعیشان به گوش میرسد. با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که مردم شریف ایران بدانند؛ مدیران میدان و دستگاه دیپلماسی، هرگز امتیازی را که دشمن نتوانسته در عرصه نظامی به دست آورد، در صحنه دیپلماسی به او نخواهند داد.
دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت خاطرنشان کرد: دشمن در تحقق مطالباتش، چه در عرصه نظامی و چه در صحنه دیپلماسی، عاجز است. هیچ تفاوتی میان رزمندهای که در میدان عمل پای لانچر ایستاده و هیات مذاکرهکنندهای که با «دیپلماسی اقتدار» منافع کشور را بهصورت حقوقی تثبیت میکند، وجود ندارد.
کامل نواب بیان کرد: هدف هر دو، دفاع از تمامیت ارضی، منافع و امنیت ملی ایران است و این صداهای مخالف، دیر یا زود برای همگان روشن خواهد شد که چیزی جز پیگیری منافع حزبی و جناحی نیست.
وی عنوان کرد: نمونههای آن را پیشتر دیدهایم؛ این افراد حجم بالایی از ادعاهای دروغین ترامپ علیه متن توافقنامه را مستمسک قرار دادند، اما بعدها مشخص شد که تمامی آن اتهامات دروغ بوده و هیچکدام در متن تفاهمنامه وجود نداشت. اینها تنها تلاشهای سیاسی برای تخریب چهره مدافعان اقتدار کشور بود.
فعال سیاسی ادامه داد: در شرایط کنونی، تلاش برای ایجاد تفرقه و دوقطبیسازی توسط جریانی خاص، موجب یأس و تشتت در جامعه میشود. امیدواریم با هوشیاری و آگاهیبخشی رسانهها، این نقشهها ناکام بماند.





