ریال آنلاین: سالهاست که اقتصاد ایران با یک پرسش اساسی روبهرو است؛ اگر روزی نفت دیگر نتواند ستون اصلی درآمد کشور باشد، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟
این سؤال دیگر یک فرضیه نیست؛ یک واقعیت است. تحریمها، نوسانات قیمت جهانی نفت، کاهش سرمایهگذاری در صنعت انرژی، تغییر سیاستهای بینالمللی به سمت انرژیهای پاک و حتی محدودیتهای داخلی، همه نشان دادهاند که تکیه بر نفت، آینده مطمئنی برای اقتصاد ایران نمیسازد.
اما آیا ایران بدون نفت فقیر میشود؟ پاسخ منفی است. ایران بدون نفت هم میتواند ثروتمند باشد، اگر نگاه اقتصادی خود را تغییر دهد.
مشکل اصلی اقتصاد ایران کمبود منابع نیست؛ کمبود نگاه اقتصادی است. ما کشوری هستیم که تقریباً تمام ظرفیتهای لازم برای تبدیل شدن به یکی از قدرتهای اقتصادی منطقه را در اختیار داریم؛ از معادن گرفته تا گردشگری، از کشاورزی تا فناوری، از موقعیت جغرافیایی تا سرمایه انسانی. آنچه کم داریم، برنامهای منسجم برای تبدیل این ظرفیتها به ثروت است.
نخستین گام، تغییر نگاه دولت از اقتصاد نفتی به اقتصاد تولیدمحور است. تا زمانی که درآمدهای دولت از منابع خام تأمین شود، انگیزهای برای حمایت واقعی از تولید شکل نمیگیرد. در حالی که کشورهای موفق، مالیات را از رونق اقتصادی به دست میآورند، نه از فروش سرمایههای طبیعی.
تولید باید سودآورتر از دلالی باشد. این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما اگر اجرایی شود، مسیر اقتصاد کشور تغییر خواهد کرد. امروز بسیاری از سرمایهها به جای کارخانه، وارد بازارهای غیرمولد میشوند؛ زیرا سود کوتاهمدت بیشتری دارند. نتیجه آن، کاهش اشتغال، افزایش تورم و رکود تولید است.
ایران یکی از غنیترین کشورهای جهان از نظر منابع معدنی است. دهها ماده معدنی ارزشمند در کشور وجود دارد که بسیاری از آنها هنوز به شکل خام استخراج یا حتی کشف نشدهاند. اما باز هم همان اشتباه همیشگی تکرار میشود؛ خامفروشی. صادرات ماده خام شاید درآمد ایجاد کند، اما ارزش افزوده واقعی زمانی شکل میگیرد که همان مواد در داخل کشور فرآوری شوند و به محصولات صنعتی تبدیل شوند.
نمونه روشن آن فولاد، مس، آلومینیوم و عناصر نادر خاکی است. اگر زنجیره تولید این صنایع کامل شود، هزاران فرصت شغلی ایجاد خواهد شد و صادرات ایران نیز متحول میشود.
از سوی دیگر، اقتصاد دیجیتال دیگر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است. امروز بسیاری از جوانان ایرانی با وجود محدودیتها توانستهاند در حوزه برنامهنویسی، هوش مصنوعی، تولید محتوا، بازیهای رایانهای، تجارت الکترونیک و خدمات آنلاین فعالیت کنند. این بخش از اقتصاد نیاز چندانی به منابع طبیعی ندارد؛ سرمایه اصلی آن، نیروی انسانی است.
اما آیا زیرساختهای لازم برای رشد این اقتصاد فراهم شده است؟ پاسخ روشن نیست. اینترنت پایدار، دسترسی آزاد به بازارهای جهانی، قوانین شفاف و حمایت از کسبوکارهای نوآور، چهار ستون اقتصاد دیجیتال هستند. هرگونه اختلال در این حوزه، مستقیماً بر درآمد هزاران فعال اقتصادی اثر میگذارد.
گردشگری نیز یکی دیگر از ظرفیتهای فراموششده ایران است. کشوری با هزاران اثر تاریخی، چهار فصل آبوهوایی، تنوع فرهنگی، طبیعت کمنظیر و مردمی مهماننواز، هنوز سهم ناچیزی از بازار گردشگری جهان دارد.
گاهی تصور میکنیم گردشگری فقط ساخت هتل است، در حالی که زنجیره گردشگری بسیار گستردهتر است؛ حملونقل، صنایعدستی، رستورانها، راهنمایان گردشگری، فروشگاهها، خدمات دیجیتال، اقامتگاههای بومگردی و دهها کسبوکار دیگر از این صنعت سود میبرند. هر گردشگر خارجی، در واقع ارز را بدون صادرات کالا وارد کشور میکند.
کشاورزی نیز نیازمند یک انقلاب مدیریتی است. ایران با وجود محدودیت منابع آبی، هنوز ظرفیت بالایی در تولید محصولات با ارزش افزوده بالا دارد. اما روشهای سنتی، بهرهوری پایین و ضعف صنایع تبدیلی باعث شده بخش قابل توجهی از محصولات یا از بین بروند یا با قیمت ناچیز فروخته شوند.
کشاورزی آینده، کشاورزی هوشمند است؛ مبتنی بر فناوری، مدیریت آب، صادرات هدفمند و صنایع فرآوری.
یکی دیگر از مهمترین سرمایههای ایران، موقعیت جغرافیایی آن است. ایران در چهارراه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب قرار گرفته است. اگر زیرساختهای حملونقل، بنادر، راهآهن و خدمات لجستیکی تقویت شوند، ایران میتواند به یکی از مهمترین مراکز ترانزیت منطقه تبدیل شود؛ درآمدی که در بسیاری از کشورها میلیاردها دلار ارزش دارد.
اقتصاد آینده جهان تنها بر پایه تولید کالا نیست؛ خدمات نیز بخش بزرگی از ثروت کشورها را تشکیل میدهد.
خدمات مالی، آموزشی، درمانی، فناوری، حملونقل و مشاوره میتوانند درآمدهای بسیار بالایی ایجاد کنند. ایران در بسیاری از این حوزهها ظرفیت علمی قابل قبولی دارد، اما هنوز نتوانسته آن را به بازار جهانی متصل کند.
یکی از مشکلات اساسی اقتصاد ایران، بیثباتی تصمیمات است. سرمایهگذار بیش از هر چیز به امنیت اقتصادی نیاز دارد. وقتی قوانین، مالیاتها، تعرفهها یا مقررات بهصورت مداوم تغییر کنند، سرمایه نیز از تولید فرار خواهد کرد.
اقتصاد با دستور رشد نمیکند؛ با اعتماد رشد میکند.
اعتماد زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار بداند آینده قابل پیشبینی است، قراردادها محترم شمرده میشوند و قوانین ناگهان تغییر نمیکنند.
از سوی دیگر، مبارزه با فساد نیز شرط اساسی توسعه اقتصادی است. فساد فقط یک تخلف مالی نیست؛ بزرگترین دشمن سرمایهگذاری است. وقتی رقابت سالم از بین برود، سرمایهگذار واقعی میدان را ترک میکند و اقتصاد در اختیار رانت قرار میگیرد.
اصلاح نظام بانکی نیز یکی از حلقههای گمشده اقتصاد ایران است. بانک باید موتور تولید باشد، نه صرفاً محل خلق بدهی یا تأمین مالی فعالیتهای غیرمولد. اگر منابع بانکی به سمت تولید هدایت شوند، بسیاری از کارخانههای نیمهتعطیل دوباره فعال خواهند شد.
همچنین باید به نقش آموزش توجه ویژه داشت. دانشگاه زمانی موفق است که بتواند نیاز بازار را پاسخ دهد. فاصله میان دانشگاه و صنعت هنوز یکی از مشکلات جدی کشور است. تربیت نیروی متخصص بدون ایجاد فرصت شغلی، تنها به مهاجرت سرمایه انسانی منجر میشود.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک اجماع اقتصادی نیاز دارد؛ اجماعی که در آن منافع ملی بر اختلافات سیاسی غلبه کند. اقتصاد، میدان رقابت جناحها نیست؛ ستون امنیت و اقتدار کشور است.
اگر قرار باشد اقتصاد ایران متحول شود، این تحول نه با کشف یک میدان نفتی جدید، بلکه با کشف ظرفیتهای فراموششده ایران آغاز خواهد شد.
باید بپذیریم که نفت، هرچقدر هم ارزشمند باشد، سرمایهای پایانپذیر است؛ اما نیروی انسانی، دانش، خلاقیت، کارآفرینی و اعتماد اجتماعی، سرمایههایی هستند که هرچه بیشتر روی آنها سرمایهگذاری شود، بازدهی بیشتری خواهند داشت.
شاید بزرگترین فرصت ایران دقیقاً همین باشد؛ اینکه مجبور شده است به آیندهای فراتر از نفت فکر کند.
کشورهایی که امروز اقتصادهای بزرگ جهان را در اختیار دارند، الزاماً بزرگترین منابع نفتی را ندارند؛ آنها بزرگترین تولیدکنندگان ارزش هستند. ارزش از اندیشه، نوآوری، مدیریت و بهرهوری خلق میشود، نه صرفاً از استخراج منابع طبیعی.
ایران نیز میتواند چنین مسیری را طی کند، به شرط آنکه نگاه خود را از اقتصاد مبتنی بر منابع، به اقتصاد مبتنی بر توانایی تغییر دهد.
اگر روزی درآمد نفت به صفر برسد اما تولید، صادرات، فناوری، گردشگری، کشاورزی نوین، ترانزیت، صنعت و اقتصاد دیجیتال به حرکت درآیند، آن روز شاید بتوان گفت ایران نه تنها از نفت عبور کرده، بلکه به اقتصادی مقاومتر، پویاتر و پایدارتر رسیده است.
اقتصاد ایران برای نجات، بیش از آنکه به یک چاه نفت جدید نیاز داشته باشد، به یک نگاه جدید نیاز دارد؛ نگاهی که ثروت را نه در دل زمین، بلکه در اندیشه، کار و اراده مردم جستوجو کند.





